تبليغاتX
تجزیه و تحلیل خبر


بحران پاکستان ابعاد تازه ایی یافته و همچنان تیتر اصلی رسانه های جهان به تحولات این کشور اختصاص دارد.
قتل بی نظیر بوتو و انتشار نامه های بوتو که قبل از ترور نگاشته و مرگ احنمالی خود را به مشرف نسبت داده است امروز افکار جهانیان را بر علیه مشرف سبب شده است .
مشرف تمام تلاش خود را می نماید که نشان دهد در این داستان سهمی نداشته و خود او از تروریسم رنج می برد و همه چیز را متوجه القاعده و طالبان پاکستان می کند .
حال آنکه القاعده دخالت خود را در قتل بوتو رد کرده و این مسئله را متوجه مشرف و ارتش پاکستان نموده و گفته از قتل بوتو چیزی عاید این گروه نمی شد که بخواهد این کار را کرده باشد .
مشرف در دیدار با کوشنر وزیر خارجه فرانسه و نماینده اتحادیه اروپا گفت گروههای کارشناسی اروپایی می توانند در تحقیقات علل ترور بوتو با این کشور همکاری کنند .
اما این مسئله نیز نتوانسته دامن مشرف را از این واقعه بیرون بکشد.
مشرف براین امید بود که با انزجار جهانی از اقدامات القاعده ، خود به خود او ستاره نجات پاکستان هرج و مرج زده شناخته شود .
اما نفی ترور بوتو توسط طالبان و القاعده ، نامه های بی نظیر بوتو و همچنین مصاحبه های زرداری همسر بوتو که مشرف را متهم به لاپوشانی اسناد قتل بوتو کرد کم کم از مشرف چهره ایی منفور ساخت.
این مسئله چنان وسعت یافته که موسسات تحقیقاتی غرب همچون اندیشکده بروکسل با ابراز نظر های کارشناسی خواستار عزل مشرف توسط ارتش پاکستان شده اند .
استدلال آن ها این است که :
" وقت آن رسيده است كه اين حقيقت درك شود كه دموكراسي بهترين گزينه براي ايجاد ثبات و نابودي اهداف افراط ‌گرايان است نه يك ژنرال تحقير شده‌ي طرد شده.
اگر مشرف داوطلبانه از سمت خود كناره‌گيري نكند به نفع نهاد ارتش- تنها منبه حمايتي و پناه وي - است كه خود را از رييس‌جمهور كنار بكشد تا ارتش در معرض خصومت‌هاي ملي و مردمي قرار نگيرد و به جاي مشرف به عنوان دشمن مردم معرفي نشود.

در ادامه‌ي اين گزارش آمده است: آمريكا به خصوص بايد رهبري ارتش پاكستان را كه هم اكنون در دست ژنرال اشفق كياني قرار دارد، تشويق كند تا توانمندي خود را براي خدمت به پاكستان با وادار كردن مشرف به كناره‌گيري از رياست جمهوري به نفع آشتي ملي نشان دهد.
اين گروه كه از وضعيت امنيتي پاكستان ابراز نگراني كرده و تاكيد داشته است: اگر كناره‌گيري مشرف در اسرع وقت ناديده گرفته شود اوضاع در اين كشور رو به وخامت خواهد رفت.
در گزارش اين گروه تاكيد شده است: با حمايت از مشرف دولت‌هاي غربي نمي‌توانند در ميان مردم اين كشور نفوذ كنند، بلكه با كابوسي روبه‌رو خواهند شد كه احتمال مسلح شدن افراط‌گرايان اين كشور به تسليحات هسته‌يي را بيشتر خواهد كرد و يا اينكه اين كشور 165 ميليوني را درگير خشونت‌هاي داخلي و يا احتمالا جنگ گسترده‌ي داخلي مي‌كند كه در اين صورت تنها افراط‌گرايان هستند كه به نتايج و اهداف خود دست مي‌يابند.

در اين گزارش تاكيد شده است: محمد ميان سومرو، رييس سناي پاكستان بايد به عنوان رييس‌جمهور موقت مشغول كار شود و يك دولت موقت پس از رايزني با احزاب سياسي اصلي در اين كشور براي نظارت بر روند انتخابات مشغول كار شود.

اين گزارش تعويق در برگزاري انتخابات سراسري در پاكستان را كه قرار بود هشتم ژانويه برگزار شود و به 18 فوريه موكول شد، معقولانه خوانده اما گفته است كه اقدامات بيشتري براي برقراري دموكراسي در پاكستان نياز است.

بر اساس اين گزارش ديگر اقدامات شامل اجراي كامل قانون اساسي و اصلاحات كامل سيستم قضايي مستقل، بازسازي كميسيون انتخاباتي قابل قبول براي تمامي احزاب و انتقال قدرت به يك دولت منتخب غير نظامي مي‌باشد ."
طی مقالاتی پیشتر به عدم کفایت سیاسی مشرف اشاره کرده بودم و اینکه او تابع احساس است و نه خرد .
او به هیچ وجه دید بلند مدت نداشت و از آغاز سیاستش را نه بر اساس اندیشه های بلند مدت سیاسی ، بلکه بر اساس تحولات کوتاه مدت و هیجان آمیز قرار داده بود که از این حیث شبیه قذافی رهبر لیبی است .
ظهور ناگهانی او در قدرت و همچنین درگیر های خوردش با سیستم قضایی و همچنین حضور در پیش پا افتاده ترین مسائل سیاسی کشورش از او رهبری کوچک به نمایش می گذاشت .
مشرف در بعد خارجی هم در جاده خاکی بسر می برد او با اتحاد به اصطلاح استراتژیک با ترکیه و عربستان سعی در نادیده گرفتن قدرت منطقه ایی ایران را داشت اما دیدیم که در این بعد نیز شکست خورد.
متحدین دیروز پاکستان در غرب همه خواستار کناره گیری او از قدرت هستند . اکثر سیاستمدارن غرب خواهان بازگشت دموکراسی به صحنه پاکستان هستند . چون می ترسند با ادامه حضور مشرف و تخاصم او و القاعده روند تشدید درگیریها افزایش یافته و درنهایت این کشور دچار هرج و مرج فزاینده گردد .
مشرف برای غرب مهره سوخته است .
او که خود را تنها یاور غرب در مبارزه با طالبان و القاعده می دانست امروز عامل تشدید بحران معرفی می شود.

مشرف به هیچ وجه آمادگی کناره گیری از قدرت را ندارد .
و این مسئله آینده تیره و تار پاکستان را همچنان در غبار ابهام فرو می برد .




بی نظیر بوتو و همسرش آصف علی زرداری



+ نوشته شده توسط قهرمان جهان آرا در جمعه چهاردهم دی 1386 و ساعت |

چند ماهی است که در مقالاتم از زلزله بسیار فجیع در درون پاکستان خبر می دهم
چرا که احساس می کردم کمتر کسی به این مسئله مهم می اندیشد.
اگر این مسئله جدی گرفته می شد ما کمتر به دنبال اهداف اقتصادی بلند مدت با این کشور در امور نفت و گاز بودیم!
واقع امر آنست که قتل بی نظیر بوتو چندان دور از انتظار نبود

به هنگام ورود بوتو به پاکستان در 18 اكتبر 2007 که بعد از سال ها تبعيد به کشورش بازگشته بود انفجاري در محلي که از وي در کراچی استقبال مي‌شد رخ داد که موجب کشته شدن دهها نفر شد اما او از اين حمله جان سالم بدر برد .

آن سوء قصد پیام و آژیر مرگ بی نظیر بود
همانند سوء قصد بجان ایندرا گاندی که جدی گرفته نشد اما چند روز بعد در طی مراسمی مشابه آنچه برای بوتو رخ داد کشته شد
هر دو بدست تندروها کشته شدند
یکی تندروهای هندو و دیگری بدست القاعده





پاکستان طی ماههای گذشته شاهد دهها ترور نافرجام بوده است.
ترور ناکام مشرف یکی از این موارد است .

برای تحلیل درست جریان پاکستان اگر نگاه ریشه ایی نداشته باشیم راه به خطا می بریم
چون آنوقت گرفتار اخبار روزمره می شویم که آن هم تابع واقع جاریست نه بنیادین.

گروهی که امروز دست به ترور می زنند با دولت پاکستان غریبه نیستند
به گفته ریس پیشین دستگاه اطلاعات و امنیت ارتش پاکستان بطن و ریشه طالبان توسط ایشان و در دوره نخست وزیری بی

نظیر بوتو ریخته و به مورد اجرا گذاشته شده است.
اما پر واضح است که پاکستان علی رغم تمام منافعی که برای خود در افغانستان متصور است اما این امکان مالی گسترده برای

حمایت از جریان طالبان را نداشت
نرم افزار این داستان بر عهده امارات متحده عربی و عربستان بود امارات با پول و عربستان با تایید خود سبب شکل گیری جریان طالبان شدند.
پایان جنگهای افغانستان و روی کار آمدن دولتی متعادل در افغانستان در دولت برهان الدین ربانی سبب ترس کشورهای عربی منطقه شده بود چون آنان می دیدند هزاران جنگجو عرب که توان عملیاتی بالای دارند قصد بازگشت به کشورهای عربی را دارند

و این مسئله می توانست اقتصاد و توسعه صنعتی آنان را با مشکل بزرگی روبرو کند بخصوص بخاطر فرمانبری روسای این کشورها از ایالات متحده آمریکا.
آنان همه تلاش خود را با آوردن طالبان به صحنه نمودند تا کانون بحران همچنان باقی بماند تا آنها امنیت خویش را حفظ نمایند!

امروز طالبان با کمک دولتهای غربی از قدرت ساقط شده اند
دولتهای غربی پی به تضاد منافع خود در افغانستان با کشورهای عربی منطقه برده اند.
که در زمانی دیگر در مورد این مسئله توضیح خواهم داد.
در شرایط امروز ، تنها می توانم به یک نکته کلیدی اشاره کنم و آن ادامه بحران در پاکستان است و فکر نمی کنم این بحران

همچون بحران الجزایر قابل مدیریت باشد .
روزهای خوش این کشور به پایان رسیده و باید منتظر اخبار ناگوار دیگر از این کشور بود.







+ نوشته شده توسط قهرمان جهان آرا در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت |


این روزها معمر قذافی ، رهبر لیبی مدام در حال سفر به کشورهای مختلف اروپایی است .
ابتدا به فرانسه رفت و سپس به منطقه‌ي آندلوسيا در جنوب اسپانيا و حالا در مادرید است .
البته اخبار این سفر ها در توده اخباری که پیرامون مسائل افغانستان ، پاکستان و عراق منتشر می شود در سطح رسانه های خبری بسیار کمرنگ است .

لیبی در طی چند ساله گذشته مدام در حال عقب نشینی از مواضع پیشین خود بوده است در این ارتباط چند نکته را لازم دانستم بصورت خلاصه اشاره کنم
1- لیبی نتوانست بر سر سقوط هواپیمای لاکربی و تهمت غرب ایستادگی کند و حتی حاضر شد به خانواده قربانیان آن حادثه غرامت بدهد .
در حالی که مکررا اعلام می نمود هیچ گونه دخالتی در این جریان سقوط آن هواپیما نداشته است.
2 - در مقابل غرب که خواستار کنار گذاشتن برنامه هسته ایی این کشور شده بودند کوتاه آمد و این برنامه را تعطیل نمود
3- بر سر انتقال ویروس ایدز توسط پرستاران مجاری به کودکان لیبیایی هم کوتاه آمد .

پس از این همه عقب نشینی او امروز برای کشورش چه ارمغانی آورده است؟
فکر می کنم خود قذافی هم نمی داند
رسانه های اروپایی می گویند : اسپانيا منافع اقتصادي مهمي در ليبي بويژه در بخش امور انرژي دارد.

این به چه معنی است؟
منافع اروپا در بخش نفت لیبی که از صادر کننده گان آن است به معناست ؟
آن چه را نمی توان کتمان نمود نگاه استعمارگرانه غرب نسبت به کشورهای ضعیف است .
امروز غرب به لیبی به عنوان یک شریک اقتصادی نگاه نمی کند
بلکه آنجا را محلی برای فروش کالای مازاد خود و همچنین تصاحب بیشترین برداشت از کمترین بذری است که در آنجا کاشته است .
قذافی از روزی که در مقابل غرب در موارد مختلف دست به عقب نشینی زد تا کنون نتوانسته حتی امکانات دوره و زمان تحریم دول غربی را بدست آورد!
تنها چیزی که او بدست آورد این است :
که توسط رسانه های مهاجم غرب از او به عنوان حامی تروریسم یاد نمی شود.
این تنها داشته قذافی است!!




نکته مهم این است که عرصه رسانه در غرب یک قالب فرهنگی نیست
بلکه رسانه امروز غرب یعنی مسلسل یعنی موشک و یعنی بمب...
غرب در طی دو دهه گذشته بیشترین نفع را از حملات تبلیغاتی خود بر علیه کشورهای مستقل برده است.
آنها با بمباران رسانه ایی توانسته اند گاها به مقاصد شوم خود برسند.

کشوری که دارای برنامه رسانه ایی قدرتمند در عصر حاضر نیست نمی تواند در مقابل امواج مسموم پایداری نماید .
و این درس بزرگی برای همه کشورهای مستقل جهان است .






+ نوشته شده توسط قهرمان جهان آرا در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت |


میدان رقابت های روسیه بر علیه آمریکا ابعاد تازه ای پیدا نموده و این مسئله می رود که در تمامی شکل های خود گسترش یابد .

آمریکا تصور نمی کرد از درون جنازه اتحاد جماهیر شوروی سابق
" روسیه ای " متولد شود که در برابر اکثر موضع گیری های بین اللملی آنها موضع بگیرد.
در دوران جنگ سرد تخاصم بین دو کشور ابعادی بسیار پیچیده داشت ،
درگیری از درون مفاهیم انسانی و ایدئولوژیک شروع می شد و در نهایت در مناقشات بین المللی خود را نشان می داد .
پس از اتمام جنگ سرد و فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق نگاه اغلب سیاستمداران بلوک شرق که سالها برنامه ها تبلیغاتی غرب را بر علیه کمونیسم دیده بودند این بود که غرب نگاهی مادرانه نسبت به آنها خواهد داشت .
و در نتیجه آن ها می توانند به راحتی به جامعه اروپایی غربی تبدیل شوند اما به چشم دیدند تمام منابع و سرمایه آنها ، نخبگان آنها و... طعمه چنگال غرب شده است .
این بود که کم کم درهای فرو افتاده را بستند و سعی نمودند داشته های مختصر خویش را حفظ کنند .
تقریبا در تمام کشورهای حوزه اروپای شرقی این مسئله دیده می شود
اما آنچه در روسیه می گذرد ابعاد خبری و انعکاس بیشتری می یابد .
و از این رو می توان چنین پنداشت که دوباره خیزش اجتماعی بلوک شرق در حال شکل گیریست .
اما این بار رنگ و بوی ایدئولوژیک ندارد چون روسیه از ایدئولوژی خاصی پیروی نمی کند و تقریبا از این بابت شبیه اروپای غربی است .
می توان عرصه رقابت را امروز شفاف دید و آن منافع ملی دو طرف میدان است.
مردم امروز روسیه می دانند غرب تمام تلاشش نه برای آزادی آنهاست که برای منابع و ذخائر روسیه است
و از این رو تلاش می کنند آن را حفظ و گسترش دهند خبر زیر خود گویای همین مطلب است :

روزنامه‌ي تايمز گزارش داد: كرملين قصد دارد تا با ايجاد يك غول امور انرژي هسته‌يي دولتي كه به طور كامل با شركت‌هاي آره وا و وستينگهاوس رقابت كند، به دنبال احياي روسيه به عنوان يك بازيگر مهم در صنعت امور هسته‌يي جهان باشد.
ولاديمير پوتين، رييس‌جمهور روسيه در حال مستحكم كردن دارايي‌هاي هسته‌يي غير نظامي روسيه شامل هر آنچه از استخراج و غني‌سازي اورانيوم بدست مي‌آيد، براي تبديل و ساخت ايستگاه‌هاي هسته‌يي به يك شركت واحد با نام «اتومنرگوپروم» است.

اتومنرگوپروم با هدف ايجاد يك شركت هسته‌يي همانند شركت "گازپروم"، غول نفتي روسيه به وجود مي‌آيد.

اين شركت هم‌چنين با هدف تقويت موضع روسيه در منابع كليدي بين‌المللي ايجاد مي‌شود. اين شركت طرح‌هايي براي ساخت دو نيروگاه هسته‌يي در هر سال در روسيه در دست دارد؛ ساخت نيروگاه اول در سال 2012 آغاز مي‌شود.

سرگئي كريينكو، رييس آژانس انرژي اتمي روسيه گفت: اين شركت براي رقابت با بازارهاي جهاني و تقويت نسل قدرت هسته‌يي روسيه ايجاد شده است. وي تصريح كرد كه رقباي مهم اين شركت، شركت آورا، زيمنس، توشيبا، وستينگهاوس و هيتاچي مي‌باشند.

كرينكو تصريح كرد: اين شركت چرخه‌ي كاملي از فعاليت‌ها را انجام مي‌دهد كه يكي از اين اقدامات استخراج اورانيوم براي توليد برق در ايستگاه‌هاي هسته‌يي مي‌باشد. روسيه در كنار استراليا و كانادا از بزرگترين ذخاير اورانيوم برخوردار است.

آمریکا با دردسرهایی که جنگ های خارجی اش برایش ایجاد نموده فاقد توان لازم برای پاسخ گویی مناسب به روند رو به رشد روسیه است
و از همه مهمتر در شرایطی قرار دارد که شدیدا به رای روسیه در شورای امنیت برای بحران های خود ساخته اش می باشد .
همه اینها نشان می دهد آمریکا دوره رشد اسفنجی خویش را به پایان رسانیده و اگر نتواند این حجم پراکنده گی نیروها را جمع و سرو سامانی به خود دهد دیر یا زود بلای شوروی سابق بر سرش خواهد آمد..


+ نوشته شده توسط قهرمان جهان آرا در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 و ساعت |